قاضي محسني اژه اي محاکمه کننده کرباسچي و رئيس دادگاه ويژه روحانيت که در زمان رسيدگي به پرونده او همزمان جانشين رئيس مجتمع قضايي و قائم مقام دادگاه ويژه روحانيت رئيس شعبه 2 دادگاه تجديد نظر و جانشين رئيس شعبه 26 دادگاه عمومي تهران بود از جمله شخصيتهاي محوري در پرونده قتلهاي زنجيره اي است.نامبرده پس از محاکمه جنجالي پرونده معروف 124 ميليارد توماني مرتضي رفيق دوست که منجر به اعدام فاضل خداداد گردید شهرتی بدست آورد و الحق دین خود را به محسن رفیق دوست شریک تجارتی فاضل خداداد ادا کرد. محسنی دو دستگاه خودرو تویوتا با 50 درصد تخفیف از قیمت تمام شده از بنیاد مستضعفان دریافت کرده بود. همچنین ملکی را در خیابان پاسداران به مبلغ 30 میلیون تومان بصورت اقساط از بنیاد مذکور خریداری کرد و 140 میلیون تومان به فروش رساند. او پس از انجام موفقیت آمیز پروژه محاکمه شهردار تهران که آبرویی برای قوه قضاییه باقی نگذاشت به عنوان سپاس از سوی رهبر جمهوری اسلامی یه سمت ریاست دادگاه ویژه روحانیت منصوب شد.
محسنی از روستای اژه اصفهان و از طلبه های مدرسه حقانی است که در اوایل انقلاب به دلیل کم سوادی و بعد از گذراندن درس خارج مدرسه حقانی را رها و به کار در دادسراهای انقلاب پرداخت. 4 سال بعد مجلس ماده واحده ای را تصویب کرد که به موجب یکی از تبصره های ذیل آن کسانی که دارای دیپلم متوسطه باشند و با چهار سال سابقه کار در دادسرا میتوانند به سمت قضایی ارتقاء پیدا کنند. اما محسنی اژه ای و تعداد دیگری از طلاب چون دیپلم نداشتند از این امتیاز محروم شدند. آنها جهت جبران این نقیصه درخواست شرکت در امتحان متفرقه برای گرفتن دیپلم کردند. مجموعا 22 نفر ازکارکنان دادسرای اوین و انقلاب متقاضی این امر بودند که به دلیل حساسیت موضوع امتحان در محل زندان اوین توسط آموزش و پرورش برگزار شد. اما بعد از برگزاری امتحان و هنگام تصحیح اوراق مسئولین آموزش و پرورش متوجه شدند که همه اوراق فقط با خط 2 نفر نوشته شده است. پس از انجام تحقیقات توسط بازرسان آموزش و پرورش معلوم شد که اساسا امتحانی در کار نبوده و 2 نفر از زندانیان تمام اوراق را نوشته اند که پس از کشف موضوع با استفاده از زور دادگاه انقلاب و اوین مساله مسکوت ماند و آقایان به دریافت دیپلم متوسطه نائل شدند و متعاقبا به کادر قضایی وارد شدند. همه این افراد در حال حاضر قاضی هستند و در شعب مختلف دادگاه های عمومی و انقلاب مشغول به کارند
(ناگفته ها در پرونده قتلهای زنجیره ای اثر دکتر نوریزاده)
اطلاعات بیشتر درباره ی محسنی اژه ای در صفحات 36 و 40 و 170 و 174 و 184 و 228 از همین کتاب
من نمیدونم این خ.ر چشماش کوره یا خودشو به کوری زده که این سیل خروشان مردم رو نمیبینه.
امروز خ.ر گفت:
اینجوری تمام دنیا و حتی اونهایی که به سیاست علاقه ای هم ندارن صدای فریاد ما رو میشنون.
البته دوستان میتونن برای اسم این ویروس هم پیشنهاد بدن.
اگه از مدیران این سایت خبری دارین لطفا در بخش نظرات بنویسید.
بیاین امشب برای ایران عزیزمون دعا کنیم.
آرزوی شما چیه؟
تو بخش نظرات آرزوهای سبزتون رو بنویسید
به نام آزادي و ازادي بيان ، در روزگاري که تمامي روزنامه ها
و نشريه هاي دانشجويي به دلايل موهوم و واهي بسته
و صاحبان آنها با شکنجه هاي قرون وسطايي
براي اعتراف هاي پوچ و بي اساس مورد هک حرمت قرار ميگيرند
نياز ميبينيم که هشدار بدهيم به تمامي عاملان و
صاحبان قدرت که قدرت اصلي در درون مردم نهفته است
مرگ بر حكومتي كه پول مردمش را
در جيب عرب هاي بي ناموس ميريزد
مرگ بر حكومتي كه جوانانش را به دام اعتياد و نابودي مي كشاند
مرگ بر حكومتي كه چيزي از انسانيت نمي داند
مرگ بر آن كه رفاه و آرامش را از مردمم گرفت
خدا وندا مردمم را نجات بده
كه طاقت ديدن رنج و بدبختي آنان را ندارم

لالايي شبام تويي نذار كه بي خواب بمونم
دارم برات شعر مي خونم شايد به يادم بموني
فقط يه چيز ازت مي خوام هميشه عاشق بموني /
خواهش ميکنم![]()
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز
جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش
داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي
خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً
معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ،
لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست،
پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل
داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy
چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي
خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و
اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy
بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم.
يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط
مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه
که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
![]()
دلیلش هم خیلی سادست. رفتار پسرها معمولا از یک سری اصول و منطق خاص پیروی می کنه که برای دخترها کاملا قابله پیش بینیه در حالی که رفتار دختر ها ... قربونش برم هیچ منطق خاصی توش نیست. نمیگم خودشون آدم های منطقی ای نیستن ها. حالا بر ندارید ایمیل بزنید که چرا به ما دخترها گفتی بی منطق. می گم رفتارشون و عکس العمل هاشون منطقی نیست. به دختره میگی برو اون ور حوصلتو ندارم، مثله کنه می چسبه بهت . بهش می گی عزیزم قربونت برم تو تنها دلیله من برای زنده بودنی، تو دلش می گه "خاک بر سره بدبخته زن ذلیلت کنن" و بلند میشه میره دنباله یک پسره دیگه. نمی گی ، می گه تو اصلا منو دوست نداری و این قصه سره دراز دارد عزیزان من.
مهمتر از اون : دخترخانم های عزیزه من، شما که این مزیت بزرگ رو دارین که احتیاج نیست برین مخه پسر بزنین و پسرها میان سراغتون، پس دیگه مشکل چیه؟ یه لحظه خودتونو بگذارین جای پسرها ببینین چقدر براشون سخته که برن سراغه دختری و اون روی خوش بهشون نشون نده. همیشه پسرها هستند که باید در اکثر موارد یک رابطه پیش قدم بشن و در همه حال این احتمال وجود داره که با امتناع دختر مواجه بشن. پسر باید بره مخو بزنه و برای اولین بار رابطه رو شروع کنه، پسر باید برای اولین بوسه پیش قدرم بشه، پسر باید برای بقیه موارد پیش قدم بشه و در همه ی این موارد دختره هرجا بخواد کافیه بگه نه. کی این وسط ضربه ی اصلیه خیط شدن و رد شدن رو می خوره و حالش تا چند وقت گرفتست و حتی بعضی ها تا چند وقت اصلا بی خیاله دهتر و دختربازه میشن؟ پسره بدبخت. حالا حساب کنید اگر رفتاره مناسب با یک دختر رو هم بلد نباشه دیگه چقدر کلاش پسه معرکس.
البته این رو هم نا گفته نگذارم که یک سری دخترها هستن که اونها هم بلد نیست چه جوری با پسرها رفتار کنن و به اولین پسری که می رسن همچین واله و شیدا میشن که بعدش تو رابطشون لطمه می خورن (بیچاره پسره بعدی که با اونا دوست شه، باید تقاصه قبلیه رو هم پس بده) اشکال کار این جاست که تعداد همچین دخترهایی خیلی کمه و دیگه به سایت نوشتن و این داستان ها نم رسه. ولی اگر این وسط دختری پیدا شد که سواله خاصی داشت می تونه ای میل بزنه و بپرسه. البته به شرطی که ای میلش نامه ی فدایت شوم نباشه!
تذکر مهم: اگر دختری هستید که در مقیاس زیبایی از 10 حداقل نمره ی 9 می گیرید، می توانید نامه ی فدایت شوم هم بفرستید
شنبه:همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید
من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد.آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه
بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم
یکشنبه:امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه
مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم
دوشنبه:امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست.من که میدونم منظورش چی بود.حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم.
برای خواندن ادامه متن بر روی ادامه کلیک کنید...
سه شنبه:امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه
وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا ! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هجور شده با این یکی هم ازدواج میکنم
چهارشنبه:امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوره به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشسد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطوراین دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر میشه
پنج شنبه:یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخوا د که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم
جمعه:امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. اجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو میکردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم
راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد
شنبه:امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم واومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم
وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود...
فرض کنيد داريد توي خيابون رانندگي ميکنيد.يه دفعه چشمتون ميفته به يه ماشين خوشگل پرايد(البته همه تون ميدونيد که پرايد 2 زار نمي ارزه اما چون معمولاً بهترين وسيله انتقال هلو هاي سطح شهر مي باشد بنا براين ما بش ميگيم ماشين خوشگل) خوب حالا يه کم اون قوه تخيل رو بيشتر به کار بندازيد و فکر کنيد که توي اون ماشين دو تا هلوي رسيده وآبدار نشستند و دارن غش غش مي گن و مي خندن! اگه يه کم ديگه هم فکر کنيد مي فهميد که در اون لحظه شما آرزو مکنيد که کاشکي يکي از اين هلو ها بغل شما باشه.باز هم فرض ميکنيم شما پشت فرمان يک پيکان سبز رنگ مدل 45 هستيد به آينه اش هم يک عدد CD آويزونه و پشت شيشه عقب هم نوشتند "لطفاً مرا بشوييد" خوب عکس العمل شما چيه در اون حالت؟ مسلمه ديگه به طرز عجيبي به شانس خودتون لعنت مي فرستيد، اما خوب نگران نباشيد من راهي بتون ياد ميدم که حتي با يه پيکان قراضه هم بتونين مخ جيگرترين دختراي تهران و يا ايران رو بزنيد.
در مرحله اول چند تا نکته رو به خاطر بسپاريد:
اولاً هر جا که ديديد تعدادي دختر دارن از خنده غش و ضعف ميرن بدونيد که کارشون فقط براي تظاهر و جلب توجهه چون: بر عکس ما پسرا هيچ دختري نيست که براي يه دختر ديگه اونقد جذاب و شيرين سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خيلي شورشو در اورديم ديگه حتي بابا ننه هم رو هم مسخره ميکنيم و مي خنديم اما دخترا اين جوري نيستن و هيچ وقت هيچ دختري نتونسته يه دختر ديگه رو از ته دل بخندونه! آخرين دختري که تونست يه دختر ديگه رو بخندونه وقتي بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون اين دو تا خيلي از هم بدشون ميومد وقتي که يکيشون مرد اون يکي از ته دل خنديد! پس نتيجه ميگيريم که خنده دخترا يعني اينکه خواهش ميکنم استدعا دارم يکي بياد مخ من رو بکوبه باش آبگوشت درست کنه!
وقتي که توي يه ماشين تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشيد يکيشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشين راه نميفته ديگه IQ ! خوب دخترا راننده هاي خوبي نيستند و موقع رانندگي 80 درصد حواسشون به رانندگيه که يه وقت اشتباه نکنن.(الان ميگيد پس 20 درصد بقيه کجاست؟ بايد عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده ميکنن و به عبارت ديگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن ميشه 80 درصد و اون 20 درصد باقي مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و اين طوري نسل بشر منقرض نشه! وگر نه خدا وکيلي اگه يه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کي مياد زن من و تو و باباتو عموتو ... شه؟!؟!؟!) خوب پس بايد حواستون رو متمرکز کنيد رو اون يکي دختره و روي مخ اون کار کنيد که نتيجه بهتري بگيريد.
تا يه ماشين ديديد که توش دو تا دختر هستند سريع نريد کنارش و بخوايد شماره بديد به دو دليل:الف:اين روش قديمي شده و در ضمن اگه هم دختري بود که شماره بگيره چون ماشين شما پيکان مدل جواديسمه پس از شما شماره نميگيرن! ب:ممکنه تصادف کنيد چون در اون حالت ماشين هاي ديگه اي هم هستند که همزمان با شما اون ماشين خوشگل رو ديدن و چون اونها هم به روش قديمي عمل ميکنن پس سريع ميخوان خودشونو برسونن بهش و اولين کسي باشن که شماره ميدن و از اونجايي که تجربه نشون داده وقتي يه پسر يه دختر خوشگل ميبينه ديگه مخش از کار ميفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشينتون اونجا باشيد پس احتمال تصادف زياده!
بنابراين و با توجه به دو مورد فوق نتيجه ميگيريم که وقتي يه ماشين با دو تا جيگر زنده ديديد بايد سريعاً از محل دور شيد و فاصله رو زياد کنيد
مهمترين اصل در زدن مخ يه دختر آرامشه.البته ميدونم که ضربان قلب چه بخواي و چه نخواي ميره رو 1000 اما بايد جوري رفتار کنيد که طرف نفهمه شما استرس داريد.حتي الامکان مي تونيد واسه اينکه نشون بديد چقدر آرامش داريد در حال حرکت در ماشين رو باز کنيد و بپريد بيرون و اين نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!
خيلي وقتا اتفاق ميفته که وقتي يه ماشين رو به عنوان سوژه در نظر ميگيريد در همين حال يه ماشين ديگه هم پيدا ميشه و شما مي مونيد که از اين دو تا ماشين کدومشون رو انتخاب کنيد.راستش اين مشکليه که تا حالا خودمم راه حلي واسش پيدا نکردم ولي خوب شما ميتونيد در اين مواقع خيالتون رو يه کم راحت کنيد از اين بابت که من نويسنده هم سردرگم ميشم چه برسه به شما!
هيچ وقت وقتي که يه ماشين خوشگل ديديد سعي نکنيد که عمليات محيرالعقول انجام بديد و چه ميدونم سرعتو زياد کنيد و لايي بکشيد واينا... چون واقعاً لايي کشيدن يک پيکان سبز رنگ از بين چند تا پژو و پرايد و ماکسيما صحنه چندان خوشايندي نيست و اولين فکري که در اين حالت به ذهن بيننده خطور ميکنه اينه که احتمالاً راننده پيکان از ده اومده!
يه نکته خيلي خيلي مهم رو به خاطر بسپاريد و اون اينکه مطمئن شيد که اون دو نفري که توي ماشين پرايد نشستند و يکي از يکي خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پيشرفت علوم و فنون بعضي وقتا مادره از دختره جوون تر ميشه پس حتماً حواستون جمع باشه!
سعي کنيد وقتي يه ماشين خوشگل ديديد صداي ضبط ماشينو زياد نکنيد که کل خيابون برگردن ماشين شما رو نگاه کنند چون ديگه اينکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زياد کنه واقعاً خز و خيل شده و در ضمن اين جوري ممکنه دافيه هم بپره به هر حال اونا دخترن ديگه مثل ما پسرا که نيستن، کارشون حساب و کتاب نداره...
خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کرديد ميرسيم به مرحله اصلي يعني زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اينکه اونا پرايد يا 206 يا چه ميدونم يه ماشين درست و حسابي دارن و شما يه پيکان سبز رنگ و يا فوق فوقش يه پيکان بنفش متاليک که روي داشبوردش از اين سگا هست که کلشون تکون ميخوره!
به نظر شما اين کار شدنيه يا نه؟ اگر من بگم آره باور ميکنيد؟ درسته اين کار شدنيه اما خيلي سخته!
اصلا بابا جان ما توي زانتيا که ميشينيم به زحمت ميريم مخ يه دختره رو که عقب وانت نشسته ميزنيم اونوقت تو با يه پيکان سبز رنگ ميخواي مخ يه دختر جيگر بالا شهري رو بزني؟ برو بابا برو روتو کم کن!!
- اینکه هیچ وقت بدون تحقیق درست در مورد دختر مورد نظر وارد عمل نشید .(در مورد عکس یعنی اگه یه دختر بخواد این کار رو بکنه یه مطلب کامل اماده کردم که توی یه فرصت مناسب آپدیت می کنیم.) خوب خیلی ها فکر می کنن تا از کسی خوششون اومد باید برن سلام کنن یه کم متلک باره دختر کنن بعد شماره بهش بدن ... البته نه اینکه این روش غلط باشه اما من با جرأت می گم شاید 5% موفقیت حاصل بشه . توی محیط دانشگاه باید چند روزی دختر رو تحت نظر بگیرین کجا می ره رشته اون چیه و من خیلی از دوستان رو دیدم که توی همین مرحله به این نکته پی مي برن که طرف دوست پسر داره ... خوب باید قبول کرد خیلی ها طاقت نه نشیدن رو ندارن و خیلی سریع افسرده می شن اما اگر این کار رو کرده بودن حداقل به خودشون بدو بیراه نمی گفتن که چرا هیچ کی با من دوست نمی شه ...
- خوب فرض کنیم که دختر قصه با کسی نمی پره
خوب مرحله بعدی اینه که یه جای خیلی اروم و تنها اون طرف رو گیر بیاریم بازم تاکید می کنم تنها . بزارین یه چیزی راجب دخترا بگم اون هم اینکه جمع چنتا دختر با جمع چنتا پسر زمین تا اسمون فرق می کنه .تویه جمع دخترا حسادت بسیار شدید , هر کدوم سعی در به اثبات رسوندن اینکه از همه بهترین هستن خوشگلترین ... اما توی پسر ها این موضوع کاملا بر عکسه ؛ هیچ گاه توی جمع چنتا دختر سعی نکیید که به کسی شماره بدین چون مطمئن باشید که در خیلی از موارد شکست می خورید یا با مسخره کردن اونها مواجه می شید یا کم محلی , ببنید دوستان حتی اگر دختر قصه ما هم از شما خوشش اومده باشه چون هیچ وقت جمع گربه ها جو خوبی نداشته نا خواسته نمی تونه به شما نزدیک بشه و اون هم مجبوره به ترد شما و مسخره کردن... 
- خب یه جای خلوت رو پیدا کریدم باید چی بگیم؟ من با توجه به تجربیاتی که داشتم و از دوستانم استفاده کردم می شه چند جور برخورد کرد که چنتا شو اینجا می گم البته بستگی به خیلی چیز ها داره و شرایط خاص اما اگر بتونيد درباره هر چیزی به جز اینکه جملتون این معنی رو بده "من می خوام باهات دوست بشم " درصد بالای از دختر ها در برابر این حرف موضع تدافعی می گیرن که این به ضرر شماست البته دختر های زیادی هم هستن که در مقابل این جمله خیلی بی تفاوتن و اگر این جمله رو خیلی روک و راست بهشون بگی خیلی هم براشون خوبه؛ و در وقتشون صرفه جویي می شه ؛ این دسته از دختر ها دختر هایي هستن که دوستان زیادی دارن و همیشه به دنباله بهترین هستن البته منظورم خوشگلترن نیست بهترین از دید این دختر ،پول دار بودن و ول خرج بودن و یه قیافه معمولی!!!! البته این دسته از دختر ها شاید حدود 15% دختر ها باشن , خوب فرض می کنیم كه گير همچين كسي نيافتاديد و يه دختر معمولي به تورتون گيرتون افتاد ! ل چنتا نکته خیلی مهم وجود داره اول اینکه هیچ گاه در برخورد با اون ، اون چیزی که نیستید رو نشون ندید ؛ یکی از بهترین راهها اینه اروم برید یه جای خلوت خیلی با احترام بهش بگید که مایلید که با هاش بیشتر آشنا بشید و یا در هرموردی که در تحقیقاتوت بدست آوردین ...
چند نکته:
بعد از صحبت کردن خیلی سریع شماره جولوی خودش می نویسد و بهش می دین بازم تاکید می کنم جلوی خودش از قبل اماده نکنید چون ذهن دختر به این سمت می ره که شما یه روباه هستین که شماره خودتون رو اماده دارین و در روز به هزار نفر می دین...
درصد خیلی از دختر تدافعی کار می کنن و می گن که نمی خوان با کسی دوست بشن شما اصلا اصرار نکنید و فقط بگید که اگر تونستید تماس بگیرید ... اصرار نکنید که حتما زنگ می زنی یا نه
خب دیگه صحبت کردن کافیه نزارین دختر از شما سوال بپرسه چون هرقدر بیشتر ازتون بپرسه درصد موفقیت شما خیلی کم می شه چون دیگه حرفی واسه گفتن نداره بزارید بقیه حرف ها رو تلفنی با هم صحبت کنید.
هرگز از ازش شماره نخواید فقط شماره بهش بدین!!!!!!! و هیچ گاه نباید این رابطه به یک رابطه تلفنی باقی بمونه و خیلی سریع رابطه تون رو باید ارتـقا بدین که در موردش در مطالب بعدی بیشتر حرف می زنم
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(action) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید
چگونه از کسي شماره تلفن بگيريم؟! ببينيد, اول بايد چند تا چيز خيلي مهم رو بدونيد؛ دادن شماره تلفن به ديگران, مخصوصا شماره خونه, احتياج به اعتماد به اون فرد داره. اگر دختر يا پسري به شما اعتماد نداشته باشه, مشکل ميتونه شماره تلفن خونشو به شما بده. دادن شماره موبايل از اين نظر راحتتره؛ با موبايل راحتتر ميشه افراد رو دست به سر کرد, به خاطر همين اگر از کسي شماره موبايلشو گرفتين, همه چيزو تموم شده ندونيد. تا زماني که شماره تلفن خونه کسي رو نگرفتين, دستتون به چيزي بند نيست.

چند تا قاعده مشخص و سرراست براي گرفتن شماره تلفن وجود داره؛ اول اينکه تا جايي که ممکنه, شماره تلفن رو به صورت يک طرفه مبادله نکنيد, اگر شماره ميدين, حتما شماره بگيريد. اگر حاضر به دادن شماره خودش نبود, خيلي راحت لبخند بزنيد, ازش تشکر کنيد و بعدش خداحافظ. نکته دوم اينه که شمارتونو به صورت آماده و حاضر همراه خودتون نداشته باشين, مثلا هيچ وقت کارت ويزيتتون رو به يه دختر ندين. يادداشت کردن شماره در حضور خودش, يه جور احساس دوستانه اي بهش ميده (هميشه يه خودکار و چند تا کاغذ يادداشت همراهتون باشه!). اگه مثلا يه کارت احمقانه چاپ کردين که اسمتون و شمارتون و مثلا يه قلب تير خورده هم روشه, عمرا بهتون زنگ نميزنه, چون ميدونه شما اين کارت رو فقط به اون نميدين و به صد نفر ديگه هم قبلا دادين.
براي رد و بدل کردن شماره با يه نفر, بايد يه دليل خوب, غير از مثلا "با هم ديگه دوست بشيم" داشته باشين. مثلا با افرادي که جاهاي مختلف روبرو ميشين, راجع به مسائل مختلف حرف بزنيد و کار رو به جايي برسونيد که لازم باشه که بعدا راجع به موضوع با هم حرف بزنيد؛ اونوقت پيشنهاد بدين که با هم شماره تلفن مبادله کنيد تا بتونيد در تماس باشين. خيلي عادي و معمولي پيشنهاد کنيد و اصلا اصرار نکنيد يا از خودتون اشتياق خاصي نشون ندين. خيلي معمولي و با اعتماد به نفس و فقط براي يه دفعه درخواست کنيد!
باز هم تکرار ميکنم, شماره رو رد و بدل کنيد, نه اينکه فقط شماره بدين يا شماره بگيرين. حتما ازش سوال کنيد که چه ساعتهايي ميتونيد بهش زنگ بزنيد و خودتون هم حتما يه ساعتهاي خاصي رو بهش بگين که ميتونه بهتون زنگ بزنه, مثلا "من عصرها از ساعت 5 به بعد خونه هستم". اگه پسريد و اون دختره, ازش سوال کنيد که اگر شخص ديگه اي تلفن رو برداشت اشکالي نداره؟ و اينکه خودتونو بايد به چه اسمي به اون شخص ديگه معرفي کنيد؟ 60% دخترها با خانوادهاشون در مورد اينکه يه پسر بهشون زنگ بزنه کمي مشکل دارن؛ با اين سوال نشون ميدين که شرايط اونو درک ميکنيد و ميتونيد خودتونو با اين موضوع تطبيق بدين, اين براي يه دختر خيلي با ارزشه.

رياضيات عشق:
يک مرد زيرک + يک زن زيرک = روابط عاشقانه
يک مرد زيرک + يک زن ابله = ماجراي جنسي
يک مرد ابله + يک زن زيرک = ازدواج
يک مرد ابله + يک زن ابله = آبستني
رياضيات خريد:
مرد براي جنس يک دلاري حاضر هست تا دو دلار بپردازد زيرا به آن نياز دارد
زن براي جنس دو دلاري بيش از يک دلار نمي پردازد و تازه به آن نيازي هم ندارد
معادلات و آمارها:
يک زن نسبت به آينده خود نگران است تا آنکه شوهر گير بياورد
يک مرد هرگز نسبت به آينده خود نگران نيست مگر آنکه زن بگيرد
يک مرد موفق کسي است که بيشتر از آنکه زنش بتواند خرج کند پول دراورد
يک زن موفق کسي است که بتواند يک چنين مردي را به تور بزند
خوشبختي:
زن براي آنکه با مردي احساس خوشبختي کند بايد او را به ميزان زيادي درک کند و مقدار کمي هم دوست داشته باشد
مرد براي آنکه با زني احساس خوشبختي کند بايد او را به ميزان زيادي دوست داشته باشد ولي هيچ وقت در صدد درک او بر نيايد
حافظه:
هر مرد متاهلي بايد اشتباهات خويش را بدست فراموشي بسپارد زيرا دليلي ندارد دو نفر يک چيز واحد را به ياد داشته باشند
شکل ظاهر:
مردان به همان وضع ظاهر خوبي که شبها به رختخواب مي روند از خواب بر مي خيزند
زنان معلوم نيست چرا ظاهرشان از شب تا صبح رو به خرابي مي رود
تمايل به تغيير:
وقتي زني با مردي ازدواج مي کند، انتظار دارد که شوهرش تغيير کند، که نمي کند
وقتي مردي با زني ازدواج مي کند انتظار دارد که همسرش تغيير نکند، که مي کند
تکنيک مباحثه:
يک زن در هر مباحثه اي حرف آخر را مي زند
هر چيزي که مرد بعد از آن حرف آخر بر زبان آورد ، خود سر آغاز مباحثه جديد ديگري است
ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری connect نشی!
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی روز تولدت bf-ات جلوی دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی!
ضدحال يعنی gf-تو بيرون با يه پسر ديگه ببينن!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!
ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان بياد تو!
ضدحال يعنی history پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه!
ضدحال يعنی نفر ۱۱کنکور شدن!
ضدحال يعنی کارگردان شدن حنا مخملباف!
ضدحال يعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس!
ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند!
ضدحال یعنی حسنی امام جمعه ارومیه!
ضدحال يعنی پژو RD!
ضدحال يعنی فیلم ژاپنی!
.ضدحال يعنی id caller داشتن!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه!
ضدحال یعنی با gf-ات بری کافیشاپ دخترخالتو ببینی!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!
ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی!
ضدحال يعنی درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه!
ضدحال يعنی يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي!
ضدحال يعنی روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري!
ضدحال يعنی سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه !
امروز می خوام درباره تعدادی از خصوصیات دخترا صحبت کنم
اگر با یه دختر تا حالا دوست شده باشین حتما دیدین که دخترا زیاد درباره دوست و فامیلاشون و رفتارهایی که با اونا داشتند و ... صحبت می کنند . مثلا : آره دیروز عمه کلثوم !!! اومده بود خونمون واسه خواستگاری خواهرم ستاره . نمی دونم چه جوری روش شده بعد از اون جریان بیاد خواستگاری . آخه میدونی چیه بابام چند سال پیش.....
اگه از شنیدن این جور حرفا خوشتون میاد که هیچی انقدر گوش کنید تا خسته شین . اما اگه خوشتون نمیاد بازم گوش کنید . می پرسین چرا ؟ الان میگم .در کل از نظر روانشناسی اثبات شده که دختر ها و زنها از کسی که به حرفاشون گوش میدن خوششون میان و راحتتر باهاشون ارتباط برقرار میکنن
یه خصوصیت بارز دیگه !!! به این مثال توجه کنید
فرض کنید یه دختر از شما خوشش اومده و می خواد با شما دوست بشه . فکر میکنید اون خودشو میندازه وسط و میاد و به شما پیشنهاد میده . 80 درصد دخترا این کارو نمیکنن . می پرسین پس چه کار میکنن ؟ الان میگم . اونا بهتون آمار میدن . یعنی چی بابا ؟ یعنی مثلا دختره یه جورایی بهت نگاه میکنه که دل آدم غی جوجه میره !!! یا لبخندهای شیطانی بهتون میزنه و ... . اون دختر در واقع با این آمار دادن میخواد شما رو جذب کنه و کاری کنه که شما برین و بهش پیشنهاد بدین . خب مثلا شما هم رفتین و بهش پیشنهاد دوستی دادین . میدونید چی میشه ؟ معلومه دختره در حالی که داره تو دلش قند آب میکنه با هزار منت و فیس و افاده پیشنهاد شما رو قبول میکنه . حالا فهمیدی چی شد ؟ ای بیچاره خرت کرد بدون اینکه خودت بفهمی
پیام این داستان : همیشه هواستون به دور و برتون و مخصوصا چشمایی که بهتون آمار میدن باشه . این اولین نکته دختر بازیه
یه مورد دیگه .دخترا اصلا از آدمایی که آدرنالین خونشون موقع پیشنهاد دادن میره رو 90 درصد و به تته پته می افتن یا صداشون میلرزه خوششون نمیاد . یعنی چه جوری بگم در واقع از اینجور پسرا متنفرا . اگه مشکلتون اینه سعی کنید حتما حتما این مشکل رو حل کنید و در برخورد با دختراrelax باشین
شرایط هر کدوم از شما دوستان ممکنه فرق کنه
یه خصوصیت دیگه هم دخترا دارن که البته این خصوصیت فقط در دوستی ها بروز میکنه . اکثر دخترا ( 8 از 10 ) وقتی با یه پسر دوست میشن این سوال رو از پسره میپرسن ( اگه نپرسید که چه بهتر ) میپرسن : تا حالا چند تا دوست دختر داشتی ؟ یا میپرسن : تا حالاgf داشتی؟ .چند حالت وجود داره
۱-شما قبل از اون دختر با دختر دیگری دوست نبودین
۲-شما قبل از اون دختر با n تا دختر دیگه دوست بودین .شاید الان هم هستین
۳-شما قبل از اون دختر با یکی دو تا یا حداکثر سه تا دختر دوست بودینخب حالا بیاین بررسی کنیم .
قسمتهای الف و ب واسه اون دسته از پسرایی هستش که تا حالا دوست دختر نداشتن
الف - اگه آدم تابلویی هستی (با عرض معذرت ) یعنی حرکاتت داره زار میزنه که تا حالا با دختری دوست نبودی . بهتره به دختره راستشو بگی یعنی بگی که قبل از تو هیچ دوست دختری نداشتم . چون اگه غیر از این بگی مطمئن باش دختره از روی شاسگول بازیهات و تابلو بودنت میفهمه که داری دروغ میگی
ب - اگه آدم تابلویی نیستی . یعنی میتونی با رفتارت وانمود کنی که دختر ندیده نیستی بهتره بهش بگی : آره قبل از تو با یکی دو تا دختر دوست بودم . چون این جواب شما رو یه ذره
up to date تر نشون میده و کلاس هم داره . لااقلش اینه که دختره تو رو شاسگول حساب نمیکنه .www.salijoon.comقسمت ج واسه اون دسته از پسرا هست که واقعا قبل از دختره یکی – دو تا زید داشتن و بلدن با دخترا چه طور رفتار کنن
ج - اگه واقعا قبل از دختره یکی دو تا زید داشتی بهتره که بهش راستشو بگی ( بهترین کار همینه)
اگر دختر باز حرفه ای * 5 زید به بالا * هستید هم که هیچی ! من جسارت نمیکنم . خودتون بهتر میدونید چی جواب بدین
خب . میرسیم به یکی از جالبترین و بامزه ترین خصوصیات دخترا ( در واقع جنس مونث ) . اونم چیزی نیست بجز حس حسادت . حالا ممکنه بپرسید کجای این حس جالب و با مزه است . این خصوصیت در دخترا در واقع به خودی خود جالب نیست ولی شما میتونید ازش استفاده های جالبی بکنید . بذارید یه مثال براتون بزنم تا متوجه منظورم بشید . شما وقتی دارین با دوست دخترتون حرف میزنید ( مثلا اسم دوست دخترتون نفیسه هست ) سعی کنید هر از چند گاهی از یه دختر دیگه تعریف و تمجید کنید ( مثلا از همکلاسیش به اسم پولینا ) . اگر بتونید یه چند بار هم با پولینا خانم جلوی دوستتون ( نفیسه ) گرم بگیرید که دیگه محشره . اگه بتونید این کار رو به خوبی و بدون زیاده روی انجام بدین جواب خوبی میگیرید . نتیجه اش اینه که دوست دخترتون ( نفیسه ) حسادتش گل میکنه . احساس خطری که از وجود پولینا خانم به دوست دخترتون دست میده کار خودشو میکنه و ..... دوست دخترتون سعی میکنه با چنگ و دندون شما رو واسه خودش نگه داره و برای نگه داشتن شما در کنار خودش شاید خیلی کارا رو بکنه که تا قبل از وجود پولینا اصلا بهشون تن نمیداد . ( ای جلب !!!!!!!!! ) . مثلا اگه نفیسه خانم قبلا خودشو لوس میکرد و دو هفته یه بار باهاتون قرار میذاشت ( به قول خودمون کلاس میذاشت ) بعد از وسط اومدن پای پولینا جووووووون احساس خطر میکنه و برای اینکه شما از دستش نپرید سعی میکنه 3 روز یه بار باهاتون قرار بذاره
یه خصوصیت دیگه . نمیدونم تا حالا دیدین یا نه؟ بعضی از دخترا انگار مرض دارن (البته جسارت نباشه ). اخه از یه طرف با رفتارشون به آدم آمار میدن از طرف دیگه وقتی میری سمتشون که مخشون رو بزنی حالتو میگیرن . در واقع از بعد روانشناسی میشه گفت اونا به یه بیماری عقده ای به نام پسرکشی مبتلا هستند . اگه احتمالا کسی رو با این خصوصیات سراغ دارید اصلا سمتش نروید . چون زوری که واسه مخ زدن اون دختر میزنید زور بیهوده است
خوب در اخر میدونم که الان خیلی از دخترا این مطلب رو خوندند و حسابی از من لجشون گرفنه و الان می خواند برند تو قسمت نظرات و فوش های نازنازی و خوشکلشون رو برام بزارند.اما توروخدا دست نگه دارید بابا من که دارم به نفع شما کار میکنم .بده دارم پسرا رو اموزش میدم که رفتارشون با شما درست باشه. پس دم همگیتون گرم منتظر نظراتتون هستم
1. در آنها شک ایجاد کنید و هیچ گاه به طور قطعی نظر مثبت خود را به زبان نیاورید. مردها عاشق بازی های تعقیب و گریز هستند پس این امتیاز را به آنها بدهید.
2. هر طوری شده ببینید که آیا او با خانم های دیگر به عنوان یک دوست ساده ارتباط برقرا می کند یا خیر. با این کار شما متوجه می شوید که به زنها به عنوان شیئی برای برقراری رابطه جنسی نگاه می کنند یا نه.
3. هيچگاه از مشروبات الکلی استفاده نکنید.
4. اگر به هر شکلی شما را به یاد پدرتان می انداختند، بهتر است هر طور شده از دستشان فرار کنید.
5. اگر معیارهایتان را پایین بیاورید می توانید همین فردا ازدواج کنید.
اما ما به شما پیشنهاد می کنیم که این کار را انجام ندهید. به جای اینکه وقت خودتان را بر روی ارتباطی که دوامی ندارد صرف کنید، بهتر است برای پیدا کردن مرد ایده آل خود منتظر بمانید.
6. اگر با مردی برخوردید که می خواست از شما مراقبت کنید، خیلی زود از او فرار کنید! چون آخر کار شما مجبور می شوید که از او مراقبت کنید.
7. انتقاد پذیر نباشید به ویژه در مورد مسائل مربوط به غذا. یک خانم حق دارد هر زمان هر غذایی که دوست داشت بخورد.
8. ظاهر بین نباشید. من خانم هایی را می شناسم که به این دلیل که ظاهر آقا خوب نیست ( سرش خیلی بزرگ است) بوی خوبی نمی دهند (به تازگی حمام نکرده) و یا حتی درست نفس نمی کشند ( صدای تنفسشان بلند
است) آنها را رد می کنند و اصلا اجازه آشنایی بیشتر را به آنها نمی دهند.
9. از خودتان بازی در نیاوريد. ( دروغ گفتن و کلک زدن) در روز ملاقات به اندازه کافی مشکل وجود دارد و دیگر جایی برای انجام چنین کارهایی باقی نمی ماند.
10. برقراری ارتباط جنسی را فقط به بعد از ازدواج محول کنید.
11. لازم نیست در همان اولین ملاقات سفره دلتان را باز کنید و در مورد تمام مسائل صحبت کنید. به هر حال در قرارهای ملاقات بعدی نیز باید چیزی برای گفتن داشته باشید.
12. خودتان را از مردهایی که تصور می کنند شخصیت های کارتونی زن دارای جاذبه جنسی می باشند دور نگه دارید.
13. به جای اینکه قیافه او را تحلیل و بررسی کنید، ببینید که آیا او مرد خوبی است و با شما رفتار خوبی دارد یا خیر.
14. در یک زمان با بیش از یک مرد قرار ملاقات نگذارید، هر چند هر دوی آنها از موضوع با خبر باشند. این کار خسته کننده و اغتشاش آور است. شاید زمانی فرا رسد که بخواهید از شر دیگران خلاص شوید و فقط
با یکی از آنها ارتباط داشته باشید.
15. شما در صورتی می توانید مرد ایده آل خود را پیدا کنید که که بدانید به دنبال چه هستید و سپس در خودتان جسارت جستجو پیرامون این امر را ایجاد کنید.
16. اگر یک مرد را تنها بر اساس جاذبه های جنسی اش ارزیابی می کنید، متاسفانه هنوز به مرحله ای نرسیده اید که بتوانید ارتباط خود را پیچیده تر کنید.
17. اگر بخواهید منتظر فردی بمانید که دوستش دارید، صرفا در حال تلف کردن وقت خود هستید و خودتان را خسته می کنید. اگر واقعا از کسی خوشتان آمده خیلی راحت موضوع را با او در میان بگذارید.
18. ببینید که آیا لباس هایش را خودش می شوید یا مادرش برای او این کار را انجام می دهد. یک مرد باید متکی به خودش باشد.
19. اگر جذب او نشده اید ( حالا او هر چقدر هم که می خواهد زیبا باشد) رابطه شما موفق نخواهد بود.
20. زمانی مرد ایده آل خود را پیدا می کنید که خودتان نیز خانم ایده آلی باشید ( به این معنا که اعتماد به نفس داشته و از خودتان راضی باشید).
21. نقش بازی نکنید.
22. به دنبال مردهایی که تنها از پول صحبت می کنند نروید. این عمل معمولا نشانه ای از نا امنی است.
23. در اولین قرار ملاقات به هیچ وجه در مورد ازدواج صحبت نکنید.
24. زمانی که کنار یکدیگر نشستید به مردهای دیگر توجه نکنید و مطمئن شوید که او نیز خانم های دیگر را زیرنظر نگرفته است!
25. چیزی را حدس نزنید. با این کار فقط ضربه می خورید. یکی دوبار بیرون رفتن به این معنا نیست که با کسی مچ شده اید و در یک رابطه قرار دارید
26. واقع گرا باشید.
27. عشق بورزید. زمانیکه از طرف مقابل خوشتان آمد می توانید با او شوخی کنید، ارتباط مکرر چشمی برقرار کنید و بازوانش را بگیرید. البته این کار را باید زیرکانه انجام دهید ( همه چیز را یکدفعه آشکار نکنید) تا
او تصور نکند که شما دچار عقده های پنهان روانی هستید.
28. وقتی نمی خواستید در کنار او باقی بمانید شروع کنید به صحبت کردن در مورد مسائل خسته کننده مثل کامپيوتر. این کار تاثیر خاصی دارد.
29. قبل از اینکه بر سر قرار حاضر شوید دندانهایتان را مسواک کنید. هیچ چیز انزجار آور تر از این نیست که هنگام خندیدن سبزی اسفناج لای دندان هایتان گیر کرده باشد.
30. قرار نگذاشتن خیلی بهتر از باختن در قرارهای ملاقات است
2.بهشون دروغ بگین : گاهی اوقات پسرها دوست دارن دروغ بشنون .سعی کنین حتی به دروغ هم که شده بهشون اظهار علاقه کنین و بگین فقط با اون دوست هستین البته جوانب احتیاط رو هم رعایت کنین که یکوقت ضایع نشین و باز هم البته اظهار علاقه را هر لحظه به کار نبرید . آخه بابا هر حرفی موقع داره واگه بتونین وقت این حرفها رو پیدا -کنین ، زدین به هدف .
3.حرفهای خاله زنکی نزنین : آقایون اصلا ً خوششون نمیاد براشون از قورمه سبزی دیشب و حرفهایی که پشت -سر فلانی میزنن و یا جریان عروسی مثلا ً دختر خالتون بگین . سعی کنین از اونها حرف بکشین .بفهمین از حرف زدن راجع به چه موضوعی ناراحت میشن وچه موضوعاتی مورد علاقه و توجهشونه ، که معمولا ً میتونین از کارشون شروع کنین یا رشته تحصیلیشون و کلاً موضوعاتی که اونها راجع بهش زیاد میدونن . راستی حتی اگه نفهمیدین دوست پسرتون دقیقا ً چی داره میگه به روی خودتون نیارید و خیلی با اشتیاق به حرفهاش گوش کنین در -ضمن سوال ناشیانه هم نپرسین که بفهمن شما هیچی حالیتون نشده ، مطمئن باشین به زودی همه چیز عوض میشه و حرفها بصورت قابل فهم تری تغییر پیدا میکنه !
4.اعتراف نکنین : تحت هیچ شرایطی اعتراف نکنین که قبلا ً دوست پسر داشتین این آقایون متاسفانه اینقدر عقلشون کمه که اگه خیلی حق به جانب بهشون بگید تا حالا با کسی دوست نبودید حتی به فکرشون هم نمیرسه یک دختر از 18-17 به بالا که داره بهش جواب مثبت میده و باهاش دوست میشه مگه امکان داره قبلا ً در این مورد تجربه ای نداشته باشه ؟ خوب اشکالی نداره از این حماقت آقایون استفاده بهینه کنید و در مورد عشقهای نا فرجام گذشته و انواع و اقسام دوست پسرهای قدیمیتون حرف نزنین . یادتون باشه گذشته شما فقط مربوط به خودتونه نه هیچ کس دیگه .
5.اگه بهش شک کردید به روش نیارید : تصور کنید اگه یکروز دوست پسرتون را با دختری تو خیابون دیدید چی کار میکنید ؟ اگه دوستش ندارید بهترین بهانه برای جداییه ولی اگه دوستش دارید اصلا ً سر این موضوع باهاش بحث نکنید چون روش به شما باز میشه و بعد از چند وقت حرفهاتون تبدیل میشه به صحبت در مورد دخترهای دیگه . این رو بهتون قول میدم اگه پسری شما رو واقعا ً دوست داشته باشه با صد تا دختر دیگه هم که دوست بشه جای شما رو هیچ کس براش نمیگیره و باز هم برمیگرده طرف خودتون .پس به زور جای خودتون رو به کس دیگه ندین !
6.حرص پسرها رو در نیارین : اگه واقعا ً به دوست پسرتون علاقه مندین یادتون باشه هیچ وقت احساس حسادتش رو تحریک نکنین و این رو همیشه به خاطر بسپرین که حسادت دخترتونه با غیرت پسرونه خیلی فرق داره .
خوب فکر کنم فعلا ً همین چند تا کافی باشه . میدونم الان خیلی ها میگن ما این کارها رو میکنیم ولی نمیشه . اما اگه تو کارهاتون دقت کنین و خاطرات دعواهاتون رو تو ذهنتون مرور کنین می بینین که اکثرا ً بخاطر رعایت نکردن این چند تا مورد کوچک و البته چند تا مورد کوچک دیگر بوده
اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .
حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را ميفرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.
ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:
* سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردميسوزد.
* حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفهها را به هم گره زدهاند و ازپنجرهي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي ميگذرد ميآيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول ميكنند. پليس به طرف او ميآيد و چند روز بعد به پسرك ميگويد ما اصلا شما را نديده بوديم.
* سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا ميشوند نه كك اين ميگزه نه اون.
* سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشستهاند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).
* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها ميسوزه و براي آنها سوپ مياره.
پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي ميكنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه ميبرند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر ميكنند كه اينها ديگه آدم شدهاند و با تعارف سوپ را ميگيرند. غافل از اينكه پسرها...
حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!
خوب... بايد اعتراف کنم که نوشتن اين قسمت براي من بسيار مشکله. چون بايد در مورد موجوداتي صحبت کنم که دنيا رو براي ما پسرها قابل تحمل نگه داشتن, يعني دخترهاي گونه گربه وحشي. اين نوع دخترها که تقريبا 20-30 درصد گونه دخترها رو تشکيل ميدن موجوداتي بسيار منحصر به فردند که بودنشون در زندگي پسرها بسيار وحشتناک ولي نبودنشون وحشتناک تره!
دخترهاي گربه وحشي خصوصيات رفتاري بسيار شبيه به پسرها دارند. اين دخترها فاقد احساسات رقيق و لطيف گروه گربه هاي خانگي هستند و در زندگي به دنبال تفريح کردن و لذت بردن از زندگي هستند. معمولا بسيار محاسبه گر, حقه باز و باهوشند و وقتي با پسري دوست ميشوند, افسار او را کاملا در اختيار ميگيرند. از آنجايي که براي لذت بردن از زندگي به پول فراوان احتياج دارند, دخترهاي اين دسته, پسرها را از روي ملاکهاي مادي طبقه بندي و انتخاب ميکنند. جملاتي از قبيل "با يه پسره دوست شدم! جيگر! پژو 206 داره..." روشي براي توصيف پسرها در ميان اين نوع دخترهاست.
اين دخترها نسبت به مسائل جنسي از دوران نوجواني اطلاعات زيادي دارند و تقريبا براي اولين تجربه رابطه جنسي عجله دارند! برعکس دخترهاي گروه قبل که به حواشي يک رابطه جنسي بيشتر اهميت ميدادند, اين دخترها کاملا ميدانند که چه چيز ميخواهند و روي اندازه عضو حساس پسرها دقيق هستند. معمولا از پسري که با او سکس انجام ميدهند باتجربه تر هستند و سکس با اين نوع دخترها, ميتواند بطور همزمان, بهترين و بدترين خاطره زندگي هر پسري باشد! (چون بعد از تمام شدن کار, پسر بيچاره به يک ليموترش چلانده شده شبيه ميشود)
دوست شدن و آشنايي با اين دخترها روشهاي بسيار متنوعي دارد. نکته جالب اين است که در بسياري از موارد اين دخترها خود اقدام به تور کردن پسرهايي که يا ماشيني بهتر از پژو و يا قيافه اي بهتر از کريستن اسليتر دارند ميکنند! اما در موارد عادي که يا ماشين شما در حدود پرايد است و يا اينکه شبيه کرستن اسليتر نيستيد, بهترين روش, مرموز بودن و دست نيافتني بودن است. اين دخترها بانک اطلاعاتي کاملي از تمامي پسرهاي فاميل, دوست, آشنا, همسايه, همکلاسي, دوستان دوستان و غيره در ذهن خود دارند و هر روز قسمتي به جزئيات هر فرد در اين بانک اضافه ميکنند؛ پسري که بيشترين علامت سوال در مورد او وجود داشته باشد, بيشترين شانس را براي دوست شدن با آنها دارد. اين موضوع ميتواند توجيح کننده دوستيهاي اين دخترها با پسرها در کافي شاپها و يا حتي chatroom ها باشد!
دوست شدن با اين دخترها بدون آمادگي ذهني و مالي قبلي اشتباه جبران ناپذيري است. شما بايد خود را براي 5-10 صورت حساب کافي شاپ, 2-3 شام و 1-2 کادو به مناسبت هاي مختلف بخصوص تولد (اين دخترها سالي 4 بار تولد ميگيرند!) آماده کنيد. يک پسر بايد بتواند از هر کدام از اين صورتحسابها مانند يک آس ورق بازي استفاده کند. منظورم اينه که نبايد بگذارد اين رابطه به يک دادن يک طرفه تبديل شود (پول و چيزهاي ديگه). اين دخترها اصولا تا جايي که پسر مجاني خرج ميکند سکس را عقب مياندازند و فقط زماني که احساس کنند پسر مورد نظر در حال از دست رفتن است, ناگهان سکسي ميشوند. در دوستي با اين دخترها بايد اين مراحل را به ترتيب رعايت کنيد :
1 - آشنايي (پارتي, کافي شاپ, اينترنت و ...)
2 - ملاقات اول (احتياجي به رومانتيک بودن زياد نيست, با او لاس بزنيد و حتما صورت حساب را که بشدت هم زياد شده با تراول چک پرداخت کنيد) 
3 - تلفن شب بعد از ملاقات (بيشتر لاس بزنيد, حتي اگر ميتوانيد بي پروا و سکسي صحبت کنيد! با او يک قرار شام بگذاريد!)
4 - شام اول (به يک رستوران محشر برويد! باز هم متاسفانه او گران ترين غذا را سفارش ميدهد. چاره اي نيست!)
5 - ببينيد که دلش ميخواهد با شما براي خوردن قهوه به خانه شما بيايد؟! اگر جواب منفي بود ولي فرد مورد نظر زيادي خوشگل بود ميشود به مرحله 2 يا 3 برگشت و از ابتدا با شدت بيشتري تکرار کرد...
6 - و اما اگر به خانه شما آمد... (اينجا هم توضيح ميخواد؟! سه نقطه!!!)

7 - از اينجا به بعد از دست شما خارج است چون او رئيس است....(زودتر به فکر روشي براي فرار کردن باشيد!)
در اينجا يک بار و براي هميشه به همه پسرها اخطار ميکنم! از ازدواج با اين گروه به شدت پرهيز کنيد! در صورت ازدواج با اين نوع دختر, بدترين شکل زندگي در انتظار شماست : او آشپزي کردن بلد نيست و غذا پختن و ظرف شستن و همه کارها به عهده شماست! سالي دو الي سه مسافرت به جزيره کيش و حداقل سالي يک بار اروپا رفتن اجباري است! او هيچ وقت خانه نيست و معمولا يا در سالن زيبايي است يا در حال خريد از بوتيکها و يا در مهماني زنانه! اما با تعجب فراوان اين ازدواجها دوام زيادي دارند و فقط در يک صورت منجر به طلاق مي شوند : ورشکستگي مرد!!!
خوب! قبول دارم که تا اينجا خيلي پسرونه نوشتم! اما از خود دخترهايي که اينو ميخونن ميپرسم, من دارم دروغ ميگم!؟ ببينيد! تو نوشته قبلي من يه راهنمايي هايي به دخترها هم کرده بودم, اما آخه من چه راهنمايي دارم به شما گربه هاي وحشي بکنم!؟ اگه دلتون ميخواد, فحش بدين, اما انصاف هم خوب چيزيه!
پرسید باباش میشی یا عاشقش؟
گفتم باس ببینمش
دیدم
عاشقت شدم
اما کاش بابات میشدم
تا با یه سیلی بت می فهموندم
عاشقا عروسکای تو نیستن

